وطن، وطن، وطن، وطن/ تو سبز جاودان بمان

دو سه ماه پیش بود شاید

نه خبری از هیچ کاندیدایی و نه خبری از انتخابات

من و اون، سر میز کوچیک آشپزخونه با فنجونای کوچیک قهوه جلومون

برای اولین بار از سیاست حرف می‌زدیم

که او خاطره‌اش رو برای من تعریف کرد

گفت:بقال سر کوچه‌ به احمدی نژاد رای داده بوده و من هربار که اجناس گرونتر از قبل، می‌گفتم: همین ممد آقا اینا ان دیگه، میرن به احمدی نژاد رای می‌دن و وضع مملکت این می‌شه

گفت: یک ماه نگذشته بود بیشتر از انتخابات که من احساس کردم خیلی گرونتر شده چیزایی که خریدم، وقتی جمله‌ام رو گفتم ، ممد آقا که اون‌ورتر وایساده بود گفت: ممد آقا به قبر پدرش خندیده

این خاطره خیلی ساده است

از اینا که همه‌مون تجربه‌شون کردیم،اما نمی‌دونم چرا از مغز من بیرون نمی‌ره

.....

شنبه‌ من سبزپوش با نوار سبزرنگ دور مچ دست راست داشتم اون سرپایینی رو برای بار هزارم می‌رفتم پایین

نگاه می‌کردم به مغازه‌ها و عکس میرحسین موسوی

سوپری و جیگرکی و پنچرگیری

من لبخند گشادم پاک نمی‌شد

داشتم فکر می‌کردم همش که: پس فقط دختر پسرای جیگول نیستن

پس فقط بچه‌های خیابون ایران زمین نیستن که مهمونیه انگار هر شب و شده تفریح جدید

داشتم فکر می‌کردم برم توی سوپری سر کوچه و جویای ممدآقا بشم و بپرسم: باز می‌خواد بخنده به قبر پدرش یا نه؟!

......

من تمام این روزها با نوار سبز دور مچ رفتم از خونه بیرون

از دیدن این همه رنگ سبز زشت خوشحال شدم

و هی با خودم خوندم:

And all the world is green

خوشحال شدم که می‌تونم آدم‌ها رو جدا کنم از هم

امیدوار شدم که کم نیستیم

که مردم تورم رو حس می‌کنن، سفره‌هاشون کوچیک شده، دروغ شنیدن، آبروشون توی دنیا رفته و اینو می‌فهمن

.................

این روزها فیلم‌های تبلیغاتی را می‌بینم

من مثل بچه‌های 2 تا 7 ساله‌ام، این را توی کتاب روانشناسی نوشته بود

نوشته بود فقط در این مقطع زمانی فکر می‌کنی همه مثل تو فکر می‌کنن

اما خدایی چطور از فیلم ریاکارانه‌ی کروبی و اشک تمساح به این نتیجه رسیدید که او خوب است؟!

کتاب صد و خورده‌ای صفحه‌ای و ابتدایی ِ اقتصاد مدرسه را هم اگر خوانده باشید( یک دور فقط) می‌فهمید که پول نباید داد دست مردم با تورم 25 درصدی

که 70 هزار تومن ماهیانه فقط گول زدن مردم ساده‌ایه که نمی‌فهمن

و آدم باید چقدر کثافت باشه که برای رسیدن به قدرت مردم ساده رو گول بزنه و وقت شنیدن کلمه‌ی فقر قطره قطره اشک بریزه؟!

......

من دیشب می‌شینم تنهایی به حرف‌های رئیس جمهور این چهارساله‌ی کشورم گوش می‌دم

و بلند داد می‌زنم: دروغگو!!!

خوب شد خانواده اومدن زود چون تحمل اون حرفها تنهایی سخت بود

من دیشب با دقت نگاه کردم به مرد عینکی که آروم نشسته و خیره به میز

و مگر می‎شد به اون چشم‌های ریز عصبانی کثیف پارانویازده نگاه کرد؟!

مرد آخرین حرفها را زد و چه خوب

و چه امیدی موج می‌زد در صداش وقتی در یک دقیقه‌ی اضافه مردم رو به عمیق بودن دعوت کرد

......................

من حرفایی که شنیدم از میرحسین و دوستشون نداشتم رو پاک کردم از ذهنم

اصلا همین که انقدر راحت به این مرد اسم می‌گم باعث می‌شم بیست و دوم اسم اون رو روی تکه کاغذ سفید بنویسم

من می‌رم به میرحسین موسوی رای می‌دم

و شناسنامه‌ام را از بکارت درمیاورم

من به مردی رای می‌دم که نمی‌خواد به مردم دروغ بگه، از الآن می‌گه که شاید کار فوق‌العاده‌ای نکنه

من به مردی رای می‌دم که مثل همه‌ی دور و بری‌هام ترس داره از آینده‌ی مملکتش

مردی که دست زنش رو محکم گرفته توی اون عکس

مردی که وقتی احمدی‌نژاد با کثافتی عکس زنش رو بهش نشون می‌ده و درموردش دروغ می‌گه تا وقتی نوبتش بشه صبر می‌کنه و بعد عصبانیتش رو ابراز می‌کنه

مردی که قبول می‌کنه بیاد جلو و این ریسک رو می‌پذیره که کشور لجن‌مال شده رو تحویل بگیره از این مرد کوچیک

دیدین آقای پرتوی چه حرف درستی زده بود؟!

این مرد کوچیک شماها رو کوچیک نکرده؟ احساس حقارت نکردین این چهارسال؟

........

من جمعه 22 خرداد انگشتم را رنگی خواهم کرد

سرم را بالا خواهم گرفت و اسم او را با رنگ سبز خواهم نوشت

و روزهای بعدی را دست به دعا می‌شینم

و لحظه‌ای فکر نمی‌کنم که اگه مردم باز این کوچک‌مرد را انتخاب کردند چه کنم

من نمی‌خواهم به کله‌ی پدرم به خندم

شما هم نه به قبر و نه به کله‌ی پدرتون بخندید

 

/ 2 نظر / 15 بازدید
محمد آزاده

سلام دوست من، [لبخند] ببینید الان به نظر می‌رسه که شما هم عصبانی شدید ولی اصلا چیز نگفتید [نیشخند] شوخی می‌کنم ها لطفا ناراحت نشید. به نظر بنده در اموری مث انتخابات و ... اون هایی که طنز می‌نویسن هم باید مث خبرنگارا مصون باشن...! ولی به طور کلی عرض کنم که من شخصا از کاندیدای خاصی طرفداری نمی‌کنم و محاسن و معایب همه رو می‌گم. به نظر بنده دو کاندیدای اصلاحات و کاندیدای اصولگرایی تا این‌جا که واقعا گند زدن و تنها رضایی هست که حداقل وجهه‌ی خودشو حفظ کرده. کلا این انتخابات به ما داره فرصت تامل می‌ده در مورد رفتارها دروغ پردازی‌هایی که تا الان شاید کم‌تر بهش می‌پرداختیم، مثلا مگه تا الان معلوم نبود که دولت آقای احمدی نژاد دولت باجناق‌هاست؟ ولی می‌بینیم که دیروز اطلاعات ارتباطات خانوادگی دولت با سرعت باور نکردنی‌ای بین مردم ژخش می‌شه مخصوصا از طریق اینترنت (عکسش از چند طریق به من رسید) و موارد بسیار دیگه‌ای مث اون زندان کزایی دوره‌ی آقای کروبی که احمدی نژاد ازش حرف زد و ...

ياسمن

شناسنامه‌ام را از بكارت در مي‌آورم بسيار بسيار بسيار خوب/ كاريه كه من‌ هم مي‌خوام بكنم،‌ بكارت مال من طولاني‌تره البته فك‌كنم!